دغدغه ایران

به دفعات و نه بواسطه متن فعالیتش که به جهت تعدد حواشی گفتاری و رفتاری اش تیتر شد. صدایش راهی به برج میلاد نیافت اما از عرشه کشتی جنگی صدایش را به گوش مخاطبینش رساند. از تلاش برای بازی در تیم های محبوب پایتخت تا حضورش در عرصه انتخابات ریاست جمهوری. امیرحسین مقصودلو معروف به تتلو با چند میلیون مخاطب مشتاق هر از چند گاهی به دلایل مختلف تیتر رسانه ها می شود: "هی می خوام تواضع کنم اما نمی ذارن!! ولی من باز تواضع می کنم مردم سی تا ماه رمضون یه ربنای تکراری شنیدن اونم با صد تا منت و استاد استاد، یادشون رفته سال ها هفته ای یه کار از ما تو غم ها و شادی ها و مهمونیا و باشگاه ها و ماشیناشون گوش دادن اونم مجانی و با فحش و زندان!!! یه ربنا انقدر فرق داره از فردا بزنم تو کار ربنا!! هان؟!؟ چقدر ماشاالله ما با معرفیم (معرفتیم) و آگاه 78"
1- چرخش 180 درجه ای تتلو به سمت استقلال؛ ما تتلیتیا از امروز استقلالی هستیم www.tarafdari.com 2- عکس/ توهین تتلو، اینبار به استاد شجریان www.entekhab.ir

دموکراسی یا دیکتاتوری اکثریت

نگاهی به برخورد حامیان محمدرضا شجریان با امیرحسین مقصودلو

واژه اقلیت مفهومی است که شاید در گام نخست تداعی کننده گروه یا دسته ای از اجتماع انسانی با قومیت، مذهب یا حتی زبان متفاوت باشد اما با کمی تامل می توان دریافت که اقلیت شاید این نوع طبقه بندی ها را نیز شامل گردد اما محدود به این موارد نیست.

فرضا اگر نوع لباس پوشیدن یا حتی سلیقه موسیقیایی فرد یا افرادی مورد تایید اکثریت، چه در مفهوم کمی و چه در مفهوم کیفی، نباشد در آن صورت حتی نوع پوشش و یا سبک موسیقی مورد علاقه گروهی از شهروندان محل تمایز و چه بسا تحقیر قرار گیرد. در سال های نه چندان (و حتی در بعضی از نقاط کشور در حال حاضر)، پوشیدن شلوار جین مورد تمسخر و استهزا و در مواردی برخورد فیزیکی قرار می گرفت.

پرسش این جا است که آیا رای اکثریت به معنای حقانیت نظر ایشان است و می بایست اعمال شود و یا در نقطه مقابل رای اکثریت صرفا یک مفهوم عددی است و الزاما به معنای درستی و صحت آن نیست. به بیانی دیگر رای با کثریت است اما حق نیز الزاما با اکثریت است؟ به طور مثال اگر اکثریت جامعه و دستگاه قدرت معتقدند زمین در مرکز کائنات است در این صورت باید گردن نهاد و سخن گالیله[1] را نشنیده گرفت؟

اگر دست کم بخشی از مردم و دولت در مقام اکثریت رای به عقیم سازی زنان کارتن خواب دادند[2] در آن صورت باید چنین حکمی را به صرف رای اکثریت بودن پذیرفت؟ آیا این تفسیر دموکراتیک است یا دیکتاتوری اکثریت؟

این مهم در طول تاریخ بشر زمینه سازی درگیری های فراوانی شده است اما پیشینه مقابله با آن به کمی بیش از دو سده و مشخصا حامیان قانون اساسی ایالات متحده در سال 1787م بازمی گردد:

“… آنان بر این باور بودند که تاکید نسبت به فضیلت مدنی موجب دخالت در مسایل شخصی افراد به شکلی غیرقابل قبول می شود؛ یعنی شکلی از سرکوب آزادی که انتظار پرورش شهروندان خوب را منتفی می سازد.”[3]

ایشان در باب وضعیت اقلیت معقتد بودند:

“در یک جمهوری نه فقط نگهبانی از جامعه در برابر فشار حاکمان اهمیت بسیار دارد، بلکه حفاظت بخشی از این جامعه در برابر بی عدالتی بخشی دیگر نیز دارای اهمیت فراوان است.”[4]

الکسی توکویل[5] در نقد دموکراسی خطاب به حامیان آمریکایی دموکراسی می نویسد:

“اگر در آمریکا فردی یا حزبی بی عدالتی دید، به زعم شما به چه مرجعی باید متوسل گردید؟ می گویید به افکار عمومی؟ افکار عمومی خود سازنده اکثریت است. به هیات مقننه ملتجی شود؟ هیات مقننه خود مبعوث و نماینده اکثریت است و آلت و ابزاری بلا اراده در اختیار اوست. به قوای مملکتی مراجعه کند؟ قوای مملکتی همان اکثریت هستند که با سلاح خودنمایی می کنند. هیات منصفه؟ هیات منصفه همان اکثریت است که حق صدور رای را احراز کرده است… هر فرد و حزبی ناچار است که در مقابل بی عدالتی ها و اعمال غیرمنطقی اکثریت تسلیم شود.”[6]

جان استوارت میل یکی دیگر از اندیشمندان علم سیاست است که به مقوله خودکامگی اکثریت پرداخته است. او بر این باور است که ستمگری جامعه بزرگتر و خوفناک تر از ستمگری حاکمان است. ستمگری جامعه در دیدگاه او به معنای دست اندازی جامعه در امور شخصی و خصوصی افراد و تحمیل احساسات و باورهای اکثریت بر اقلیت است.”[7]

باید در نظر داشت حوزه علوم انسانی قابل تفکیک به خودی و غیر خودی نیست! به دیگر سخن آن چه در فرانسه، آمریکا یا ژاپن رخ می دهد و مورد بحث قرار می گیرد از یک منظر مقوله ای داخلی است و از منظری دیگر تجربه ای است انسانی. در این دیدگاه تجارب ملل دیگر، خاص ایشان محسوب نمی شود بلکه رهیافتی مشترک است که می تواند با جرح و تعدیل، و نه تغییر، در جوامع دیگر مورد توجه قرار گیرد.

به عنوان نمونه پیش از این شاهد نحوه نگرش و برخورد با زنان کارتن خواب در جامعه ایران بودیم این در حالی است که یک ایرانی کارتن خواب در آمریکا توانست از خیابان خوابی و اعتیاد به فردی ثروتمند بدل شود. درحالی که در داخل کشور صحبت از عقیم کردن و مانند این نه فقط از جانب دولت که از جانب بخشی از جامعه نیز مورد اشاره قرار گرفته بود.[8]

همین اندیشه در شکلی دیگر و در برخورد با امیرحسین مقصودلو بازتکرار شد. این بار عقیم سازی محل بحث نبود بلکه تحقیر و ردیه نویسی محور گفتگوها قرار گرفت. موج این انتقادها زمانی بیشتر شد که تتلو در پستی اینستاگرامی به محمدرضا شجریان و یکی از خاطره انگیزترین آثار وی تاخت!

در محل نقد بودن ادبیات و الفاظ وی همان قدر محل تردید نیست که در واکنش طرفداران محمدرضا شجریان.[9] حامیان خسرو آواز ایران تقریبا هیچ واژه ای را برای تحقیر مقصودلو از قلم نیانداختند. شدت واکنش ها تا به حدی بالاگرفت که صفحات اجتماعی با عناوین چون ما از تتلو متنفریم، آنتی تتلو و مانند این ایجاد شد و به محلی برای حمله به امیرحسین مقصودلو بدل گردید.

در حالی که متنفرین از تتلو از ادب و درک موسیقیایی صحبت می کردند با واژگانی که تقریبا در هیچ کجای ادبیات فارسی قابل مشاهده نیست درصدد حذف وی برآمدند. به نظر می رسد جامعه ایران خاصه طبقه متوسط و تحول خواه آن، در حالی از انحصار و بسته بودن فضای اجتماعی گله دارد که خود نیز در بستن دهان ها و قیم مابی دستی بر آتش دارد.

این مهم از آن جهت محل بحث و نقد است که این جریان اجتماعی از مفاهیمی چون گفتگو، برابری، آزادی، دموکراسی و دیگر مفاهیم مدرن سخن می راند اما در عمل تفاوتی ماحوی قابل ذکری ندارد. به بیانی روشن تر واژگان پرطمطراقی چون آزادی بیان، تکثر، برابری و پرهیز از قیم مآبی صرفا در حد کلام باقی مانده و در ذهن و روح ایرانی، ولو در بخش تحول خواه آن، رسوخ نکرده است.

در حقیقت تفسیر از آزادی بیان، هنر مستقل، عدالت اجتماعی و … فقط تا زمانی محلی از اعراب دارد که منافع فردی و یا گروهی ما را تامین و تضمین کند اما برای غیر چنین حقی قایل نیستیم حتی اگر در خلوت خود را مطلع و صاحب اندیشه بدانیم. این فاصله بین دنیای ذهنی که خود را آزادی خواه می داند و در دنیای عینی عملا حذف گرا است، در موضوعات اجتماعی رخ می نماید؛ گاه در برخورد با پدیده کارتن خوابی و گاه در اصول و آداب نقد مخالفین!

 

پاتویس ها


1- گالیلئو گالیله ستاره شناس شهیر ایتالیایی با تکیه بر نظریات کپرنیک اثبات کرد که برخلاف نظر کلیسا زمین مرکز کائنات نیست. وی در نهایت در دادگاه تفتیش عقاید مجبور شد تا توبه کند!

2- امروز از عقیم کردن فقرای کارتن خواب می گویند؛ چند ماه آینده شاید از کشتن آنان!  www.tabnak.ir

3- محمودی، سید علی، خودکامگی اکثریت و حقوق اقلیت ها در دمکراسی لیبرال، فصلنامه سیاست، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دوره 39، شماره 2، تابستان 1388، ص 284

4- همان، ص 285

5- فیلسوف و متفکر فرانسوی (1805-1859م)

6- همان، صص 287 و 288

7- همان، ص 290

8- برای اطلاعات بیشتر بنگرید به اندیشه های شبه نازی، شماره 16 ماهنامه سرند

9- گرچه برخورد حامیان این هنرمند شهیر را نمی بایست به پای خود محمدرضا شجریان نوشته شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.