دغدغه ایران

زیرا موسیقی تواناترین و مهربان ترین پیک و پیام میان عاشق و معشوق، میان دو دلداده و میان انسان هاست و ما موسیقی رو نبایست فراموش کنیم که موسیقی اندیشیدن به انسان می ده. من موسیقی رو دنبال کردم که اندیشیدن به انسان ها بده. اون موسیقی رو که خواسته باشه برای لحظه ای فقط انسان خوشش بیاد یا حال کنه به اصطلاح ما ایرونی ها که می گن حالی کردیم و لذتی بردیم، از اون دیدگاه من دنبال نمی کنم موسیقی رو، من موسیقی رو از دیدگاهی دنبال می کنم که اندیشیدن به مردم بده و لحظه ای از خودش بیرون بیاد و فکر کنه زیرا انسان در فکر کردن ساخته می شه در اندیشیدن راه جهان طی می کنه...
استاد محمدرضا شجریان

شجریان شکست خورده است؟

نگاهی به رفتار و اندیشه حامیان استاد محمدرضا شجریان

سالیان تلاش کرد تا به قول خود عامل اندیشیدن باشد. خوش باشی لحظه ای را نمی پسندید و بلندمدت می اندیشید. جدا از اینکه اندیشیدن را چگونه می توان تعریف و تفسیر کرد و یا حتی کارنامه اجتماعی افرادی چون محمدرضا شجریان، چه میزان قابل قبول است، باید در نظر داشت چنین افرادی در جامعه ما در اقلیت اند و از ایشان کمتر کسانی که به این باور خود جامه عمل می پوشانند.[1] به تعبیری دیگر شجریان از جنس ایستادن بود با همه خوبی ها و بدی هایش. با این حال آنچه محل توجه نویسنده در این نوشتار است نه بررسی آرای و عقاید محمدرضا شجریان[2] که تحلیل حامیان یا مدعیان ارادت به خسرو آواز ایران است.[3]

 

این مدعیان در طلبش بی خبرانند

خبر وخامت حال استاد شجریان به سرعت در جامعه می پیچد و تعطیلی رسمی کشور، زمینه را برای تجمع مقابل بیمارستان محل بستری ایشان فراهم می کند. ازدحام جمعیت آن قدری است که راه های منتهی به بیمارستان بسته می شود حتی درب ورودی اورژانس! مطابق معمول عده زیادی به فیلم گرفتن مشغول اند و چندان از اندیشیدن خبری نیست. گویی در این اندیشه نیستند که ورودی اورژانس را بسته اند! ازدحام جمعیت قابل توجه است و انتظار پاسخگویی دارند. در برابر خیل جمعیت چاره ای نیست! جز اینکه همایون شجریان در برابر ورودی بیمارستان! با بلندگو توضیحاتی ارایه دهد! جامعه ملتهب است و نارضایتی های اقتصاد بر موج نارضایتی های سیاسی افزوده، در چنین شرایطی شعار علیه دستگاه قدرت دور از انتظار نیست. با این حال این شعارها کجا سرداده می شوند؟ مقابل بیمارستان! جایی که ده ها بیمار در آن بستری اند! دست کم بخشی از طرفداران “مرد موسیقی و اندیشه” چندان وقعی به حقوق بیماران هم نمی گذارند.

به نظر می رسد همچنان از اندیشیدن خبری نیست. گفته شد که پلیس گاز اشک آور زده و با توسل به زور مردم را متفرق کرده است!  قرن بیست و یکم، هزاره سوم، این بلواها جلوی بیمارستان رخ می دهد که چه چیز ثابت شود؟ منتقد حکومتیم؟ باید پرسید آیا حکومت از این مهم بی اطلاع است که با شعاردادن بخواهید مطلعشان کنید؟ به نظر نویسنده خیر. کمااینکه وزیر کشور آمار مشارکت در انتخابات مجلس را حدود ۴۲ درصد اعلام کرد.[4]  این یک فقره دست کم نشان می دهد به شکل بسیار روشنی نارضایتی عمومی به گوش حکومت رسیده است. در این صورت سوال پیش می آید که فایده این تحرکات چیست؟ تخلیه بغضی فروخفته؟[5] اگر بغض فروخفته خود را به این ترتیب فریاد زدیم چه به دست آوردیم؟ محل تعجب است اگر کسی گمان کند رژیم سیاسی به آواز دست جمعی خواندن مقابل بیمارستان تغییر کند. دست کم نویسنده نمی تواند باور کند. خروجی آنکه جز افسوس برایمان نماند که آن همه تلاش برای اندیشیدن چه شد! به هر روی زمان می گذرد چون همه این سه هزار سال تاریخ کشورمان، بی وقفه و بی رحم و ما همچنان گرد خود می چرخیم. به عادت گذشته، قرار گذاشته می شود: “امشب ساعت ۲۲ مرغ سحر بخوانیم تا یاد استاد را گرامی بداریم.” بسیاری از منتقدین و مخالفین حکومت، خاصه اینکه خسرو آواز خود را چون ایشان خس و خاشاک خواند،

دوستش می دارند. با این حال جدا از بخش بندی و هویت شناسی جریان های حامی استاد شجریان،  یک پرسش پابرجاست. خواندن مرغ سحر دقیقا چه ارتباطی با یک اقدام موثر و بلندمدت دارد؟ روشن تر بگویم. اگر قرار گذاشته شود که آلبوم های استاد آواز خریداری شود و از محل انتفاع آن فرزندان و بازماندگان ایشان، بنیاد شجریان را در جهت شناسایی و معرفی هنرمندان ایران زمین، تاسیس کنند، تاثیرگذارتر نخواهد بود؟ وقت آن نرسیده ثروتمندانی که انبوه سازی، خرید ملک و زمین یا سکه و دلار را برای حفظ مال و سرمایه خود انتخاب کرده اند، از خود بپرسند چه اتفاقی می افتد اگر یک شتاب دهنده فرهنگی[6] به نام شجریان تاسیس کنند؟ چه تفاوتی می کند با ۱۰۰ میلیارد دارایی، جهان را ترک کنیم یا با ۹۹ میلیارد تومان؟ آیا این میزان حرص و تلاش بی وقفه برای افزایش دارایی به هر قیمت آن هم در میان کسانی که ثروتمند هستند، قابل توجیه است؟ آنان که در صنعت فعال هستند می دانند که این مبالغ عدد بزرگی نیستند با این حال دریغ از ریسک هایی که صورت نمی گیرد. دست کم بر نویسنده پنهان است این مثلا فرشتگان سرمایه گذار[7] دقیقا چه نوع فرشتگانی هستند؟ فقط یک نام از فرهنگ غرب وام گرفته و ترجمه تحت لفظی کرده اند بی آنکه به معنا و رسالت آن بیاندیشند؟ چرا در خرید ملک یا دلار مسابقه است اما در مسئولیت اجتماعی کمیت اکثریت ما می لنگد؟

 

خروجی شنیدن آثار شجریان چه بوده است؟

تا حال از خود پرسیده ایم مایی که این میزان کباده علم و ادب می کشیم که مثلا موسیقی فاخر گوش می کنیم، ادبیاتمان در چه سطحی است؟ تا حال از خود پرسیده ایم چه واژگان و عباراتی را به تتلو، ساسی مانکن و مانند ایشان، نسبت داده ایم؟ آیا این ها ثمره شنیدن اشعار استاد سخن سعدی با صدای شجریان بوده است؟ شور عاشقانه مولانا در کجای زندگی روزانه ما هویدا است؟ از خیل مدعیان حمایت از استاد، چه تعداد آهنگ های ایشان را خریدیم؟ چه تعداد از ما آثار نه فقط ایشان که دیگر هنرمندان را رایگان! دانلود کردیم؟ یا بهتر است بگویم چه میزان سرقت کردیم؟ تا حال از خود پرسیده ایم جدا از خواننده، نوازندگان، تنظیم کنندگان و دیگر دست اندرکاران آثار هنری، بدون فروش آثار خود، چگونه گذران عمر می کنند؟ گرچه ذهنیت همیشه طلبکار خواهد گفت ایشان از کنسرت درآمد خواهند داشت!

اما می پرسم سطح درآمد ایشان از هر کجا و به هر میزان باشد دزدی من و شما را توجیه نمی کند! جدا از قصه پرغصه نادیده گرفتن حق نشر و مانند این در جامعه ایران، می توانیم به بحران کرونا اشاره کنیم. به نظر می رسد اکثریت حامیان شجریان شهروندانی هستند که دست کم خود باور دارند اهل اندیشه اند! حال از این اهل اندیشه باید پرسید در شرایط کرونایی حاکم، تجمع چه محلی از اعراب دارد؟ نویسنده در یکی از کلیپ های مربوط به تجمع حامیان استاد شجریان، شهروندی را دید که یکی از شماره های اندیشه پویا با تصویری از خسرو آواز ایران را در دست داشت. حال اگر بجای اندیشه پویا و تصویری از شجریان بر جلد آن، مثلا کیهان و تصویری از بین الحرمین در دست حامیان امام سوم شیعیان می بود، مطرح می کردیم که مذهبی ها چنین و چنان اند! نویسنده قصد دفاع از احدی را ندارد همه حرف آن است که تجمع، تجمع است چه برای حسین بن علی چه برای محمدرضا شجریان. این یک بام و دو هوا جایز نیست. نمی شود برگزاری عزاداری را نقد کرد اما چشم بر سفر به شمال بست. نمی شود راهپیمایی مذهبی را نقد کرد اما برگزاری تشییع جنازه برای خسرو آواز ایران را توجیه کرد!

 

پانویس ها


[1]– گرچه نباید از کسی بت سازی کرد و طبعا هر شهروندی من جمله نویسنده، نقاط مثبت و منفی در کارنامه خود دارد با این حال از تاثیرگذاری محمدرضا شجریان نمی شود و نباید به سادگی گذشت.

[2]– که بسیاری از صاحب نظران به آن پرداخته اند،

[3]– آشکار است که نقد حاضر به همه شهروندان حامی استاد شجریان، قابل تعمیم نیست

[4]– مشارکت ۴۲/۵۷ درصدی در انتخابات / تاثیر کرونا،حوادث آبان و هواپیمای اوکراینی بر میزان مشارکت  www.isna.ir

[5]– فعلا مخالفان حکومت از هر بهانه ای برای ابراز نارضایتی خود بهره می جویند با این حال چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند.

[6]– شتاب دهنده ها سازمان هایی هستند که از افراد صاحب ایده حمایت مادی و معنوی به عمل می آورند. به عنوان نمونه بنگرید به شتاب دهنده دانشگاه صنعتی شریف: www.accelerator.sharif.ir

[7]– فرشتگاه سرمایه گذار افراد صاحب سرمایه ای هستند که برخلاف رویه پر پیچ و خم بانک ها و یا سرمایه گذاران سنتی، برحسب علاقه یا بعضا رسالت اجتماعی، بر روی ایده ای سرمایه گذاری می کنند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.