دغدغه ایران

... آقا خانم نرید مملکت رو ترک نکنید بمونید اینجا مثله آقای جلیل خان و تمام دوستان که ایران رو گذاشتن رفتن و باعث افتخار ما هستند، شما ایران رها نکنید. مثل من و مثلا دکتر دورعلی و خانم نادری و اینا بمونید اینجا تلاش کنید بجنگید که مملکتمون رو بسازیم. همیشه یه دیبیت واقعا همیشگی بوده برای من. بهمن 97 که ترم جدید شروع شد من این رو مطرح کردم سر کلاس بچه ها کلی جر و بحث آقا بمونید فلان واسه چی می خواید برید اگرم رفتید برگردید نرید ماندگار بشید بمونید مملکت رو بسازید و از این صحبت ها! اسفند 97 من گذاشتن کنار به اون شکل عجیب و غریب و بدون هیچ توضیح و اصلا بدون هیچ دلیل موجه من گذاشتن کنار! عید شد فروردین اولین کلاس 14 یا 15 فروردین بود، دوباره سر کلاس بچه ها گفتن: استاد شما که می گفتید بمونید مملکت رو بسازید، شما که موندی 20 سال کار کردی بیست و چند سال کار کردی20 سال برنامه رو داشتی چی شد؟ الان حرفت چیه؟ و چیزی نداشتم بگم راستش! امیدوارم یه بستر فراهم بشه که همه کسایی که دوست دارند کشورشون، میهنشون دوست دارن بتونن کار کنند فعالیت کنند در حوزه ای که دوست دارند ...
صحبت های تلخ عادل فردوسی پور درباره مهاجرت www.dideo.ir

عادل چه می گوید؟

درباره جایگاه صدا و سیما در جامعه ایران با نگاهی به تعلیق برنامه نود

تاثیرات برنامه او فراتر از ورزش بود. برنامه اش به مناظره های جنجالی که بعضا از چارچوب ادب هم خارج می شدند، شناخته می شد. با این حال “نود” عادل فردوسی پور اصل گفتگو، شفافیت و پاسخگویی را ریشه دار کرد. کما اینکه نود با پسوند های اقتصادی، سیاسی و مانند این زمینه فعالیت های مشابهی در حوزه های غیرفوتبالی نیز شد. حال نود دیگر منادی فوتبال ایران نبود بلکه به نماد نگاه انتقادی مبدل شده بود. با این وجود و جدا از تاثیرات غیرقابل انکار این برنامه، در نوشتار حاضر با نگاهی به تعلیق برنامه نود، به جایگاه صدا و سیما در جامعه ایران و اظهارات متناقض در خصوص ضرورت بازگشت عادل فردوسی پور به رسانه ملی می پردازم.  

 

داستان ما و صدا و سیما

از یک سمت صدا و سیما را “میلی” می خوانیم و معتقدیم صدای مخالف و چهره های ملی و مردمی در آن جایگاهی ندارند از طرف دیگر برای حضور در همان صدا و صیما سر و دست می شکنیم! این یک بام و دو هوا نشان می دهد که خود ما به ظاهر اصلاح طلبان، البته نه در معنای جریان سیاسی خاص آن، در رهگذر اندیشیدن به بهبود جامعه منافع خود را در اولویت می بینیم. به این ترتیب گرچه صدا و سیما بسیاری از صداهای مخالف را منعکس نمی کند با این حال برای بیشتر دیده شدن حاضریم تقریبا هر کاری انجام دهیم که در همان رسانه به قول خودمان میلی! حضور داشته باشیم چه به عنوان برنامه ساز و فیلم ساز و چه به عنوان مفسر یا صحاب کسب و کار! نقض غرض این ماجرا زمانی بیشتر آشکار می شود که منطق اقتصادی و مشروعیت سیاسی حاکم بر آن را واکاوی کنیم. مشخصا صاحب کسب و کاری که برای پخش تبلیغش با صدا و سیما قرارداد می بندد یعنی وجه قابل توجهی نیز به آن پرداخت می کند. معنای این اقدام چیست؟ معنای آن این است که یک نهاد به قول خودمان میلی و نه ملی را با سرمایه خودمان قوی تر کرده ایم تا او با تکیه بر همین درآمدها سیاست های انحصاری اش را تداوم بخشد!

تلخی طنز ماجرا از این هم غلیظ تر است. صدا و سیما چگونه با پخش آگهی درآمدزایی می کند؟ اگر مخاطب ندارد و تاثیرگذار نیست چرا اکثریتی تمایل دارند در تلویزیون رسمی حضور داشته باشند؟! با این تفاسیر به نظر می رسد برخلاف گله گذاری های متعدد نسبت به عملکرد این نهاد حکومتی، همچنان مخاطب خاص خود را دارد که تعدادشان آنچنان هم کم نیست درغیر این صورت چگونه این میزان از کسب و کارها حاضرند در قبال پرداخت هزینه گزاف، در صدا و سیما تبلیغ داشته باشند؟ مگر می شود برای رسانه کم یا بدون مخاطب صف کشید و هزینه متقبل شد؟! به بیان روشن تر مخاطبین صدا و سیما مانند مشتریان ایران خودرو یا سایپا در فضای مجازی بسیار گله مندند اما در عالم واقع همان قدر که برنامه های صدا و سیما را دنبال می کنند برای خرید خودرو از خودروسازان دولتی صف می کشند![1]

 

حضور عادل در صدا و سیما از نمای دیگر

بر اساس آنچه گفته شد به این نتیجه رسیدیم که برغم گله های بسیار و یا حتی شانتاژهای تبلیغاتی، صدا و سیما چندان هم بی مخاطب نیست. با این حال صدا و سیما مخاطبین خود را به چه طریقی به دست آورده است؟ جز این است که برنامه سازان و دست اندرکاران شاغل در این نهاد عریض و طویل در بزرگ شدن و جذب مخاطب برای آن نقش داشته اند؟ با این تفاسیر عادل و عادل ها قربانی این سیستم اند یا دست اندرکار آن؟ در حقیقت نباید عنوان کنیم که حضور افراد توانمند موجب قوام گرفتن و افزایش مخاطب صدا و سیما شده است؟ به بیانی صریح تر باید بپرسیم عادل فردوسی پور یا مزدک میرزایی در کدام سیستم استخدام شدند، رشد کردند و البته عامل بزرگ شدن سازمان شده اند؟ آیا ورود به یک نهاد حکومتی مانند صدا و سیما کار ساده ای است یا جدا از ضوابط روابط خاص خود را هم می طلبد؟

عادل، مزدک و دیگران هنگام استخدام در صدا و سیما نمی دانستند این سازمان تا چه حد به حکومت نزدیک و اساسا غیرخصوصی است؟ میرزایی و بسیاری دیگر از جدا شدگان صدا و سیما در حال حاضر کجا مشغول به فعالیت هستند؟ ممکن است به سیاق معمول استدلال شود که قدر سرمایه ها دانسته نشده و محق اند که برای درآمد و زندگی بهتر مهاجرت کنند. می پرسم برای برخورداری از درآمد و زندگی بهتر فقط باید ایران اینترنشنال یا بی بی سی را انتخاب کرد؟ در حقیقت می خواهم بدانم نه الزاما مزدک یا عادل که هر شهروند دیگری صرفا باید به انجام کار حرفه ای خود فکر کنند؟ مهم نیست از خود بپرسیم سرمایه گذار کیست و با چه هدفی از ما استفاده می کند؟ ضرورت ندارد از اهداف و چشم انداز یک سازمان مطلع باشیم؟

 مهم نیست با صدا و سیمایی همکاری کرد که از اعتراضات مردم فقط و فقط با الفاظی چون آشوبگر یا اغتشاشگر یاد می کند؟ مهم نیست تخصص خود را در اختیار تلویزیونی چون ایران اینترنشنال بگذاریم که عملا چشم در چشم ما نگاه می کند و از تجزیه طلبان خوزستان حمایت می کند؟ ضرورت ندارد بدانیم که تهیه کنندگان تلویزیون من و تو چه کسانی هستند و از کجا و به چه طریق این میزان سرمایه گذاری کرده اند؟[2] در این صورت باید عنوان کرد که مسئله ما چندان اصلاحات نیست بلکه تحت پوشش این عبارات پرطمطراق منافع فردی را ارجح می دانیم. اگر شرایط مهیا باشد برای صدا و سیما کار می کنیم اگر من و تو انتفاع بشتری ایجاد کرد برای عباسی ها کار می کنیم،[3] اگر عربستان پول بیشتر پرداخت کرد برای اعراب کار خواهیم کرد! در حقیقت به نظر می رسد جامعه ما نسبت چندان روشنی با پرنسیپ های حرفه ای ندارد و اگر نگوییم فقط به مسائل مالی می اندیشد باید معترف باشیم که اولویت ریال یا دلار است.

 

پانویس ها


[1]– تلاش برای ثبت نام و فروش خودرو در بازار یا همان دلالی عذر بدتر از گناه است. خاصه آنکه محصولی که فاقد کیفیت می دانیم را پیش خرید می کنیم و با قیمتی بیشتر می فروشیم! این چنین مردمانی خود دست اندر کار چرخه معیوب اقتصاد غیرشفاف و رانتی کشورند و نه قربانی آن.

[2]– کما اینکه در سایت رسمی منو و تو هم توضیحاتی در مورد بنیان گذاران این رسانه نمی بینیم www.marjantvnetwork.com/AboutUs

[3]– هر چقدر هم هویت ایشان پنهان باشد مهم نیست!

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.