دغدغه ایران

فرهنگ عامه اعم از امثال، حکم، کنایات، استعارات، داستان های عامیانه، متل ها، چیستان ها و مانند آن انعکاس گویا و آیینه تمام نمای سنت ها، دانسته ها، باورها، منش ها و ارزش های فرهنگی یک جامعه است که از رهگذر آن، می توان به شناخت واقعی خلقیات و رفتارهای مردم آن جامعه و انگیزه ها و علل موجبه آن دست یافت. فرافکنی و توجیه (دلیل تراشی) از جمله ابتلائات بزرگ اجتماعی ماست که در سطحی بسیار گسترده در بین طبقات و قشرهای مختلف جامعه، از پایین ترین مراتب گرفته تا بالاترین مدارج رواج تام دارد. وسعت و شدت شیوع این دو عارضه بزرگ اجتماعی، تا حدود زیادی، معرف و نشانه شیوع روحیات اجتماعی نامطلوبی از قبیل مسئولیت ناپذیری، خودمنزه بینی، واقع گریزی، فریب کاری و امثال آن است که غالبا و عمدتا جنبه ناخودآگاه دارند.
کتابی احمد. فرافکنی و توجیه (دلیل تراشی) در فرهنگ عامه ایران، جامعه پژوهشی فرهنگی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال سوم، شماره اول، بهر و تابستان 1391، ص 97

پشت موشک های سپاه

درباره فرافکنی و دلیل تراشی در جامعه ایران با نگاهی به حادثه سقوط هواپیمای اکراینی

وقتی خبر سقوط هواپیمای اکراینی بر اثر اصابت دو موشک سپاه پاسداران تایید شد، مطابق آن چه انتظار می رفت انتقادها به دستگاه قدرت و سپاه پاسداران اوج گرفت. در مواردی هم کار از انتقاد گذشت و به فحاشی کشیده شد. در این مختصر قصد ذکر مصیبت ندارم. هدف آن است تا رفتار و گفتار جامعه ایران را مورد بررسی قرار دهیم. به عبارت روشن تر چه میزان از مای منتقد رژیم سیاسی یا سپاه پاسداران، خود را منزه از هرگونه لغزشی می دانیم؟ کی و کجا مسئولیت رفتار و گفتارمان را پذیرفته ایم؟ آخرین بار برای چه موضوعی ضمن پذیرش خطای خود، بدون هیچگونه فرافکنی یا دلیل تراشی، عذرخواهی کرده ایم؟ متاسفانه رفتار و گفتار دستگاه قدرت بلافاصله تبدیل به سنگری می شود برای اعمال هرگونه کوتاهی! از بی توجهی به چراغ قرمز تا بی مبالاتی در گذاشتن زباله! هرگونه انتقادی نسبت به عملکرد شهروندان هم با یک عبارت کلیشه ای پاسخ داده خواهد شد: “اینجا ایرانه!” با این توضیح به صورت مختصر به فرافکنی و دلیل تراشی در جامعه ایران پرداخته ایم.[1]

 

فرافکنی چیست؟

فرافکنی نسبت دادن ناآگاهانه کاستی ها، قصورها، تقصیرها و انگیزه ها و خواسته های نامشروع و یا نامطلوب خود است به دیگران یا عوامل خارجی به منظور اجتناب از حقارت ناکامی، ناخشنودی و یا گناه کاری.[2] با این تعریف، چه میزان در زندگی اجتماعی ما ایرانیان، شاهد فرافکنی هستیم؟ در گوشه و کنار زندگی اجتماعی ما ایرانیان روزی نیست که با دیدن یا شنیدن رفتارها و گفتارهای حیرت انگیز به شب نرسانده باشیم. عموما هم واکنش ما در این حدود خلاصه می شود که هر مشکل ریز و درشتی را به دستگاه قدرت نسبت دهیم. تا قبل از انقلاب، رژیم شاه عامل هر بدی و مصیبت بود و حال جمهوری اسلامی مقصر اول و آخر همه کاستی هاست. گرچه نباید و نمی شود که نقش دستگاه قدرت را در مدیریت کلان کشور نادیده گرفت اما باید پرسید فقط حکومت ها می بایست در قبال شرایط کشور پاسخگو باشند و هیچ مسئولیتی بر دوش مردم نیست؟ شاید ذکر یک نمونه به روشن شدن مسئله کمک کند. حدود 2 سال پیش در رویدادی که یونیسف متولی آن بود شرکت کردیم.[3]

رویداد مذکور تصمیم داشت تا ضمن شناسایی استارتاپ های نوآور تا سقف 100 هزار دلار به ایشان به صورت بلاعوض، کمک کند. استارتاپ نیماد در مرحله نخست جز 60 طرح برگزیده شناخته شد اما در نهایت جز 13 طرح منتخب قرار نگرفت. با این حال نکته قابل توجه آنکه حدود دو ماه پیش یونیسف طی ایمیلی یادآوری کرد که برای دور جدید این رویداد ثبت نام کنیم! حیرت انگیز است که نویسنده در برخورد با متخصصین داخلی که بعضا به اندازه سال های عمر بنده پزشکی خوانده اند و تدریس کرده اند، با مشکلات عدیده ای روبرو است اما یونیسف که هفت پشت بیگانه است پس از حدود دو سال پیگیر فعالیت نیماد است آن هم در شرایطی که بررسی طرح ها و در نهایت پرداخت وجه بلاعوض، به عهده ایشان خواهد بود! مایه حیرت نیست؟ در همین مدت دو سال اخیر با جمع کثیری از متخصصین و فوق تخصص های رشته های پاتولوژی و انکولوژی در ارتباط بودم. بدون هیچگونه اغراقی کمتر از ده درصد ایشان حاصر به پاسخگویی بودند! جالب آنکه از طریق شبکه های اجتماعی چون لینکدین، اینستاگرام، تلگرام یا واتس اپ ضمن معرفی نیماد، خواستار اظهار نظر کارشناسی این عزیزان در مورد طرح هایمان شده بودم. شایان ذکر است که طرح ها در قالب یک فایل pdf تنظیم شده اند که مطالعه آن کمتر از 5 دقیقه وقت مخاطب را خواهد گرفت با این حال شاید دور از لطف نباشد نحوه پاسخگویی برخی از این متخصصین را با هم بخوانیم:

 

جامعه ایران یک جامعه فرافکن است؟

آنچه از گفتگوی خود با صاحبین کرسی استادی دانشگاه و دیگر متخصصین نشان دادم گواه آن است که حتی دانشگاهیان ما نیز عمدتا به منافع فردی و صنفی خود اهمیت می دهند و برخلاف تمام سوگندنامه ها و عبارات پرطمطراق در عمل منافع جمعی برای ایشان چندان محل اعراب نیست. جالب است که اگر “نیماد” کشور را ترک کند علی القاعده جمهوری اسلامی به فراری دادن مغزها متهم خواهد شد اما باید عرض کنم به رغم همه کاستی ها نه فقط بسیار محل خوشحالی است که بی نهایت ضرورت دارد دستگاه قدرت از دخالت مستقیم در اقتصاد و بویژه کارآفرینی پرهیز کند. روشن تر عرض کنم نه فقط در این مدت عدم مداخله دستگاه قدرت امر نیکویی بوده است که امیدواریم تداوم یابد اما بی مسئولیتی جمع قابل توجهی از متخصصین و ترجیح منافع شخصی، بویژه اقتدار پزشکی که به گمان ایشان با توسعه هوش مصنوعی به چالش کشیده می شود، محل دفاع نیست. البته باید توجه داشت این رویه و رویکرد ترجیح منافع فردی و جناحی مختص جامعه پزشکی نیست و در دیگر اصناف و اقشار جامعه هم دیده می شود که خروجی آن کشوری توسعه نیافته برغم برخورداری از تاریخ 3 هزار ساله است. همه چیز را به گردن دستگاه قدرت نیندازیم. نقش خود را در زندگی اجتماعی ببینیم. نمی بایست و نمی توانیم بی مسئولیتی خود را پشت موشک های سپاه پنهان کنیم. رویکردی که معلم دیگران باشیم و خود را، من جمله راقم این سطور، از هرگونه نقد و پرسشی مبرا دانستن همین خواهد بود‌. فحش و فضاحت نثار دستگاه قدرت کردن چه سود یا خروجی دارد دست کم بر من پنهان مانده است!

اگر فحش و ناسزا دادن به جمهوری اسلامی متر و معیار روشنفکری باشد در آن صورت هیچ کس به اندازه سازمان مجاهدین خلق روشنفکر نیست! خودمان را گول نزنیم. نباید پشت اظهارات فلان امام جمعه یا بهمان مقام دستگاه قدرت پنهان شد. سرکوفت زدن به سپاه کار چندان سختی نیست. به همان نسبت سخت است که استاد تمام دانشگاه شیره جان دانشجویانش را برای نگارش مقاله می مکد و بعد از بالا تا پایین جمهوری اسلامی را نقد می کند. سخت است که متخصص رادیولوژی در جردن مرکز تصویربرداری پزشکی داشته باشد اما خود و خانواده اش در مونترال کانادا زندگی کنند. سخت است وارد مطب پزشکی شوید که فوق تخصص دارد اما در میانه بحران کرونا، بدون کوچکترین برنامه ریزی، به ده ها نفر نوبت داده است! کسانی که به مدیریت مملکت بوسیله محمدرضاشاه ایراد می گرفتند حال خود از عهده اداره مطبشان برنمی آیند! سخت است که که ببینیم با زلزله 6 ریشتری ده ها شهر و روستا متحمل هزینه های جانی و مالی می شوند و ما فقط می بایست روز مهندس را تبریک بگوییم بی آنکه مسئولیتی متوجه رفتار و تصمیمات ایشان بدانیم. سخت آن است که استاد صاحب کرسی از پول بیت المال حقوق دریافت کند اما اکثر ماه های سال اروپا و آمریکا باشد![4]

 

پانویس ها


[1]– ذکر یک نکته در همین ابتدای امر ضروری است. نویسنده نه فقط تلاشی برای تطهیر دستگاه قدرت ندارد که آشکار است نظام سیاسی حاکم هم نیازی به دفاع و تطهیر بوسیله امثال من ندارد! ذکر این مهم از آن جهت ضرورت داشت که روشن کنم نقد نویسنده متوجه فرهنگ عمومی است و نمی بایست به طناب کشی های سیاسی و ایدئولوژیک تفسیر شود.

[2]– کتابی احمد. فرافکنی و توجیه (دلیل تراشی) در فرهنگ عامه ایران، جامعه پژوهشی فرهنگی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال سوم، شماره اول، بهر و تابستان 1391، ص 97

[3]– نویسنده از هم بنیان گذاران استارتاپ نیماد است www.nimaadmed.com

[4]– در صورتی که با نارضایتی از وضع موجود می توانند استعفا دهند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.